معارف و تاریخ

معارف ، تاریخ ، تمدن ایران و جهان

تعريف مسئوليت‏

  • 13:33

مسئوليت درختى است كه زمينه ‏اش شناخت‏ها هستند و ريشه ‏اش اعتقادها و بهارش بحران‏ها و حادثه ‏ها و گرفتارى‏ ها.

هنگامى كه زمينه‏ ها غنى بودند و سرشار و ريشه‏ها محكم بودند و زنده، در هر بهارى اين درخت شكوفه مى‏ دهد و بار مى‏ آورد و حتى هيچ آفتى نمى‏بيند؛ چون آفت‏ها از كمبود تغذيه و فقر زمينه‏ ها مايه مى‏گيرند.

در زمينه‏اى كه انسان مجهول است و هستى مجهول است و نقش انسان هم مجهول، در اين زمينه، ريشه‏ى عقيده‏اى زنده نخواهد ماند و در اين كوير، اعتقادى سبز نخواهد شد و مسئوليتى نخواهد روييد.

و اگر كسى در اين زمينه و با اين ريشه‏ى مرده مسئوليتى را گردن گرفت جدّاً آدم مفلوكى است كه دارد با احساسات و عادت‏هايش زندگى مى‏كند، نه با انتخاب و سنجش و ارزيابى ‏اش.

آن‏ها كه شناخت‏ها و عقيده ‏ها را از دست داده‏اند و باز هم آدم‏هاى ‏خوب و مسئولى باقى مانده ‏اند توجيهى جز عادت و يا حماقت براى خوبى‏ ها و مسئوليت‏شان نيست.

مسئوليت رابطه‏ ى مستقيمى با شناخت‏ها و با شناخت حكمت و شعور در هستى دارد.[1]

مسئوليت هنگامى مفهوم پيدا مى ‏كند كه در هستى خدايى و حكمتى و شعورى باشد. در هستىِ لش و احمق، ديگر مسئوليتى نيست. در اين هستىِ ابله، خوبى و بدى برابر مى‏شوند و معيارى براى خوبى و بدى باقى نمى‏ ماند.

آن‏جا كه بصر نيست چه خوبى چه زشتى![2]

در اين سطح حتى اومانيسم و اگزيستانسياليسم نمى ‏توانند ميزانى بسازند و معيارى بدست بدهند؛ چون اين مكتب‏ها نه زمينه‏اى دارند و نه ريشه‏اى؛ فقط در اوج از يك سرى مطالب هماهنگ برخوردار هستند.

اين انسان با اين مترها و معيارها پايش به جايى بند نيست و از زمينه‏اى و ريشه‏اى نصيبى ندارد.

اين انسان دليلى براى بودن ندارد.

و دليلى براى انسان بودن ندارد.

و دليلى و معيارى براى كارهاى انسانى خود ندارد. ملاكى و ميزانى براى خوب و بد ندارد. حتى اصل انصافش: آنچه براى خودت مى‏ خواهى براى ديگران بخواه، هيچ توضيحى ندارد كه چرا براى ديگران همان را بخواهم كه براى خودم مى ‏خواهم؟

و هنگامى كه اين اصل بدون توضيح و بدون زيربنا ماند،

و هنگامى كه خود انسان دليلى براى بودن و براى انسان بودن نداشت،

و هنگامى كه معيارى و ميزانى براى كارهاى انسانى نبود،

جز فلسفه ‏ى پوچى چيزى نخواهد ماند.[3]

و اين پوچى گاهى در شكل بى‏ تفاوتى و سنگى،

و گاهى در شكل عصيان و طغيان،

و گاهى در شكل دم غنيمتى،

و گاهى در شكل انتحار جلوه مى‏كند.[4]

و بهترين شكل اين پوچى همين آخرى است. از پوچى زندگى بايد به مرگ پناه برد. اين پوچى از مرگ برنخاسته. از خود زندگى و از بى ‏بارى زندگى ريشه گرفته است. اگر مرگ در اين زندگى بى‏بار و بى‏هدف نقشى نمى ‏آفريد اين پوچى شديدتر مى ‏شد و جانكاه‏تر.[5][6]


[1] ( 1)- سارتر مى‏گويد: اگر به راستى وجود مقدم بر ماهيت است، پس بشر مسئول وجود خويش است. مسئوليت حركت اتومبيل با راننده است، اما در بشر كه هر چه هست در خود اوست، مسئوليت تمام، جز به عهده‏ى خود او نمى‏تواند بود.( ژان پل سارتر؛ اگزيستانسياليسم و اصالت بشر، ترجمه‏ى مصطفى رحيمى، انتشارات مرواريد، چاپ سوم، 1348، صفحات( 29- 25).

اين طرح از مسئوليت با آنچه در اين جا مطرح شده تفاوت دارد؛ چون اينكه انسان مسئول خويش است، با اين كه مسئول جرم خويش است تفاوت دارد. هنگامى كه انسان با انتخاب خويش ارزش مى‏آفريند و ملاك مى‏سازد و قاعده طرح مى‏كند، ديگر اين انسان به هيچ گونه مسئول نتواند بود، حتى اگر ارزش‏هاى سابقش را بشكند، كه با شكستن اين ارزش‏ها، ارزش ديگرى ساخته است.

هنگامى كه ارزش و قاعده‏ى ثابت و قانونى در كار نيست، ديگر جرمى و تخلفى نيست و نه تنها ماشين كه راننده هم مسئول نيست.

مسئوليت در زمينه جرم و جرم در زمينه‏ى قانون و ارزش و قانون بر اساس شناخت‏ها و عقيده‏ها قرار دارد.

[2] ( 2)- حتى بالاتر مى‏توان گفت: هنگامى كه اللَّه نور هستى را رها كرديم-\i اللَّهُ نُورُالسَّمواتِ و الْارْضِ-\E( نور، 35) چشم عقل در اين تاريكى و ظلمات، خوبى و بدى و حسن و قبح را فرق نمى‏گذارد. و اين به معناى انكار حسن و قبح عقلى نيست، بلكه به اين معناست كه چشم عقل در زمينه‏ى وجود اللَّه و در كنار اين نور، حسن عدالت و قبح ظلم را مى‏يابد، وگرنه ظلم چه قبحى دارد هرچند جامعه را بگسلد و مرگ‏ها و بيچارگى‏ها بياورد.

اصولًا كشف عقل از خوبى و بدى دليل وجود اين زمينه و دليل وجود خداست.

[3] ( 1)- پوچى هنگامى مطرح مى‏شود كه انسان مصرف نداشته باشد. يك لباس، يك ماشين، يك كفش، هنگامى كه بى‏مصرف شد؛ يعنى زمينه‏اى براى به جريان افتادن نداشت، بيهوده مى‏شود و بى‏مصرف مى‏شود و پوچ.

دراين هستىِ بسته و به بن‏بست نشسته، انسان جايى براى مصرف ندارد و استعدادهاى عظيم او راكد مى‏ماند و در نتيجه پوچى و عبث مطرح مى‏شود.

[4] ( 1)- شكل اول در بيگانه و« سيزيف آلبركامو» و شكل دوم در طاعونش و شكل سوم در اشعار خيام و شكل چهارم در مسخ كافكا و بوف كور صادق هدايت نمودار است.

[5] ( 2)- اين توضيح جواب گفته‏ى آلبر كامو است كه مى‏گويد از پوچى نمى‏توان به خودكشى و به مرگ پناه برد؛ چون پوچى از مرگ برخاسته پس نمى‏توان به مرگ رو آورد.

[6] صفايى حائرى، على، مسئوليت و سازندگى، 1جلد، ليلة القدر - قم، چاپ: اول، 1385 ه.ش.

مطالب پیشنهادی اول

عنوان مطلب

الگوگیری و نقش آن در زندگی انسان

حلم و بردبارى، صبر و استقامت، مهربانى و نرم خويى و ايثار و فداكارى اين پيامبر رحمت، اقوام بيابان گرد و جنگ جو و خون ريز و بى عاطفه را چنان تربيت كرد.

عنوان مطلب

تربيت فرزندان‏ در آینه دین

تربيت مجموعه تلاش‏هايى است، سنجيده و منظم براى نيل به هدف‏هاى مشخص و شكوفا سازى توان‏هاى بالقوه در تمام ابعاد وجودى انسان و به عبارت ديگر مى‏توان تربيت را انتقال ميراث‏هاى فرهنگى مطلوب و ارزشمند از نسلى به نسل ديگر دانست.

عنوان مطلب

شباهت‏ها و تفاوت‏هاى دنيا و آخرت

و لكن آن دنيا كه حبّ او رأس هر گناه است او لذّات محسوسه و حيات و رياست است، و يا بگو او چيزهائى است در خارج كه مبادى و اسباب آن سه چيز است، و يا بگو كه دنيا همه اين سه غايات با مبادى و اسباب آنها است.

عنوان مطلب

آثار عمل در ساختار رفتاری انسان

نوع انسان به صورتى است كه هدايتش پايان نمى‏پذيرد مگر با سلسله‏اى از كارهاى اختيارى كه از اعتقادات نظرى و عملى برمى‏آيد. و به ناچار بايد تحت قوانين درست يا نادرستى زندگى كند.

مطالب پیشنهادی دوم

عنوان مطلب

الگوی مصرف فردی در آیات و روایات

نعمت های که خداوند متعال در مورد انسان ها قرار داده است نمونه ای دیگر در الگوی مصرف می باشد که انسان ها با آنها نیازهای خود را برطرف می کنند و بتوانند با مدیریت صحیح مصرف و نه افراط و تفریط استفاده های گوناگون خود را از این مواهب اللهی و نعمت ها پاک و پاکیزه داشته باشند..

عنوان مطلب

شناخت اخلاق برای زندگی بهتر

بدون ترديد، خوب زيستن و رسيدن به سعادت، آرزوى هر انسانى است. آدمى هميشه در پى دستورات و فرامينى بوده است كه بتواند با عمل به آنها، مناسبات خود را با ديگران شكل بخشد.

عنوان مطلب

غم و اندوه در زندگی اجتماعی

اندوه حالت انفعالى ضد شادى و سرور است و وقتى پيش مى آيد كه انسان شخص عزيز يا چيز گرانبهايى را از دست بدهد، يا حادثه‌اى برايش رخ دهد و يا اين‌كه در انجام كارى مهم دچار شكست شود..

عنوان مطلب

نقش اعتقاد به معاد در دوری از گناه

در اصطلاح کلامی و اعتقادی نزد متكلّمان، معاد به معناى حشر است و آن بر دو نوع است: جسمانى و روحانى. معاد جسمانى از ضروريّات دين است و منكر آن از دين بيرون است.

عنوان مطلب

آثار فردی ایمان در زندگی انسان

در واقع شناخت خداوند از ارزش بسیار بالای برخوردار است و اصل ايمان همان معرفت و شناسايى خدا و فرستادگان اوست و قبول آنچه آنان آوردند زيرا هر كسى چيزى را خوب بفهمد و بداند طبعاً آن را تصديق كرده و ايمان مي آورد و اين آيه كريمه باين مطلب دلالت دارد و در ادامه به این نكته اشاره دارد.

عنوان مطلب

کاوشی در مفهوم دین

دين در اين آيه و آياتى كه در پاورقى به شماره‌هاى آنها اشاره شد، به معنى «انقياد» است كه با سلطه و حاكميت «مطاع» ملازم است..