-
پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۹
-
13:19
مقدمه
بشر دارای خصوصیات بسیاری می باشد که در نهاد شخصیت او وجود دارد برای همین در خود دو نیروی قوی را می بیند که دائم در حال در گیری و نزاع هستند و باید یکی از آنها را انتخاب کند و باتوجه به این مقوله در یکی از خلاق خوب یا بد دسته بندی می گردد.از این رو شناخت این رویه برای او داهمیت فروان دارد لذا همواره در حال یادگیری می باشد تا بتواند در این مسیر موفق باشد. یکی از این اخلاق های بد و در اصطلاح علم اخلاق رذایل اخلاقی کذب و دروغ گفتن است که آثار زیان باری در اجتماع بشری دارد و باعث انواع بد بینی می شود چراکه بزرگترین سرمایه هر فرد در اجتماع اعتماد افراد جامعه به او در امور مختلف می باشد و لذتا اگر این اعتماد را از دست بدهد دچار خسارت های بسیاری در حوزه های مختلف اجتماعی و اقتصاری و سایر امور می گردد. برای همین همواره به دنبال این است که از متهم شدن به این گناه و معضل اجتماعی دوری کند و این اعتماد را از دست ندهد حال باید دید که فرد برای چه اموری دست به این عمل می زند و لذا در این مقاله با رویکرد استدلالی و توصیفی به بخش کوچکی از این مورد پرداخته می گردد.
دورغ در لغت و اصطلاح و قرآن
در ابتدای بحث به صورت مختصر درباره بحث لغوی کذب و دروغ در کتاب مفردات مطلبی را می آوریم تا با ریشه لغوی این لغت آشنا شویم که در ادامه می آوریم:
در مفردات راغب اصفهانی درباره کذب اینگونه بیان می شود:كذب
قبلا از كذب و دروغ با صدق و راستي در واژه- صدق [و همچنين در واژه افك] سخن گفتيم به اينكه اين دو واژه هم در گفتن و هم در عمل كردن بكار ميرود، در آيات:
اِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
(105/ نحل) يعني كساني كه بيايمانند بدروغ افترا بديگران ميزنند.
وَ اللَّهُ يَشْهَدُ اِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
(1/ منافقون).
در مورد آيه اخير گفتيم كه ناميدن دروغگويان در مورد منافقين مربوط به دروغ و كذبشان در اعتقاد آنهاست نه در سخنشان زيرا در سخن و قولشان راست ميگفتند.(راغب اصفهانی، ۱۳۷۴، ج 4، ص 3الی8)
دروغ گفتن یعنی اینکه حرفی را یا عملی را در مورد کاری یا شخصی و یا موراد دیگر کاربردی در اجتماع انسان به کار گیرد و انجام دهد تا به نیت یا قصد یا هدف خود نایل آید و ازاین طریق به هدف خود که عبارت است از رسیدن به موقعیت اجتماعی یا فردی و یا مواردی دیگر که به دنبال آن می گردد برسد.این موارد ممکن است در هنگام کارکردن در محیط کار و یا در محیط خانواده و یا در بین دوستان و یا در اجتماعی از افراد بشری در محلاتی از شهرها یا در کشوری صورت گیرد و یا ممکن است از فردی عادی صورت گیرد ویا از شخصی که دارای موقعیت اجتماعی و سیاسی خاصی برخوردار است در ادامه مثالی قرآنی را می آوریم تا بااین بحث بیشتر آشنای پیدا کنیم در آیه 17 سوره یوسف علیه السلام درباره کذب و دورغی که برادران یوسف به حضرت یعقوب علیه السلام بیان کردند که در این مثال آنها به دورغ گفتند که یوسف علیه السلام را گرگ دریده است و پیراهن خونی او را را برای پدر آوردند چون که به ابراز مهربانی پدر به یوسف رشک و حسادت می بردند و از این طریق به هدف خود یعنی دور کردن یوسف از پدر موفق شدند که در این آیه به آن اشاره شده است. قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَ تَرَکْنَا يُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ مَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَ لَوْ کُنَّا صَادِقِينَ (17)
گفتند: «ای پدر! ما رفتیم و مشغول مسابقه شدیم، و یوسف را نزد اثاث خود گذاردیم؛ و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهی کرد، هر چند راستگو باشیم!»﴿يوسف، 17﴾
با توجّه به جايگاه خطير تربيت انسان لازم است موانع و مقتضيات تربيت او (مانع و مقتضي اصلي، موانع و مقتضيات فردي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي) به خوبي تبيين شود و زمينهسازي امر تربيت با ساماندهي آنها فراهم گردد؛ یکی از این موانع در تربیت بشر که باید به آن توجه ویژه ای شود تربیت اخلاقی در حوزه گفتار فرد است که آسیب های بسیاری را برای او به ارمغان می آورد. و نيز كار تربيت بر شناختي صحيح از انسان و مراحل و مراتب او و با توجّه به اهداف تربيت و شناخت فطرت و فطريات آدمي استوار شود؛ و عوامل مؤثر در تربيت به خوبي شناسايي گردد و با دركي صحيح از نقش آنها به كار تربيت پرداخته شود. اين عوامل عبارتند از: 1. وراثت 2. محيط (محيط خانه و خانواده، محيط رفاقت و معاشرت، محيط مدرسه، محيط اجتماع، محيط جغرافيايي و طبيعي، محيط وسايل ارتباط جمعي و...) 3. سختيها و شدايد 4. كار 5. عوامل ماوراي طبيعت 6. ارادۀ انسان اين عوامل به نحو اقتضا در تربيت آدمي نقش دارند و نه به نحو علّت تامّه، ولي در اين ميان نقش اراده از همۀ عوامل مهمتر و كارسازتر است.آری اراده انسان در تریبیت فرد نقش بسزایی دارد و در تربیت اخلاقی ئو گفتاری فرد تاثیر غیر قابل انکاری دارد ازاین رو هرچه در ادراه قوی باشد می تواند زبان و معضلات آنرا کنترل کند و در غیر اینصورت بدون فکرو اراده قوی نمی توان این کار را انجام داد. مجموعۀ چنين مباحثي (شناخت انسان، اهداف تربيت، شناخت فطرت و عوامل مؤثر در تربيت) مباني تربيت و زیر بنایی تربیت اخلاقی و گفتاری انسان و شخص را سامان ميدهد. مراد از مباني تربيت مباحثي است زيرساختي كه با تغيير اين مباحث و با رويكردهاي مختلف به آن، همه چيز تربيت تغيير ميكند، چنانكه نوع شناخت انسان، و اهداف تربيت و تلقي از فطرت و قائل بودن به آن و نپذيرفتن آن، و نوع دريافت از عوامل مؤثر در تربيت و ميزان تاثيرگذاري آنها و اينكه كدام عامل در ميان عوامل مؤثر در تربيت نقش بيشتر و تاثيرگذارتري دارد، همه چيز تربيت را تحت الشعاع قرار ميدهد و عملكردهاي تربيتي متفاوت و گاه متضادي را شكل ميدهد.(دلشاد تهرانی، ۱۳۸۳، ج 4، ص 10) بنابراين شناخت موانع و مقتضيات تربيت و ساماندهي آنها و دركي درست از مباني تربيت دو گام نخست ورود به عرصۀ تربيت اخلاقی و گفتاری است. آنگاه با دريافت درست از مباحث يادشده، براساس اصول تربيت و روشهاي آن ميتوان به رفتار تربيتي دست يازيد. یعنی می توان فرد را آن طوری تربیت کرد که دیگر چنین گرفتاریهای نداشته باشد و دچار معضلات کذب و دروغ گویی نگردد.(ایروانی، بیتا)
تربیت خانوادگی در از بین رفتن دورغ
یکی از کانون های تربیتی در اسلام که مورد تاکید بسیاری واقع شده است خانواده است و پدر و مادر که اولین الگو برای فرزندان می باشند لذا این دو در رفتارهای خود باید دقت لازم را داشته باشند که الگو و نمونه ی بدی برای فرزندان نباشند از جهت تغذیه گرفته تا جهات ظاهری همه در آن تاثیر گذار می باشد و بنابراین اگر پدر یا مادر در دخصوص تربیت گفتار ی خود و فرزندان خود دچارلغزش یا ساده انگاری شوند هم برای خود در آینده ایجاد مشکل می کنند و هم برای فرزندان شخصیت با ثبات ایجاد نکرده اند باید پدر و مادر مواظب باشند خود دروغ در زندگي نداشته باشند ، مخصوصاً در خانه، زن دروغ به شوهر نگويد، شوهر دروغ به زن نگويد، مواظب باید بود که به بچه ها دورغ گفته نشود ، اگر به فرزندان دروغ بگویید، اگر به فرزندان وعده ای داديد فوراً عمل كنيد اگر عمل كرديد فرزند شما متوجه ميشود خلاف واقعیت به او گفته شده است. اين فرزند ميشود دروغگو و اگر اين فرزن دروغگو به مناصب مهمی در اجتماع برسد این رفتار گفتاری و عملی موجبات از بین رفت او در دنیا و آخرت می شود.(مظاهری، ۱۳۸۶، ص 268) در این نوع از رفتار فرزندان پدر و مادر هم سهیم می باشند چرا که این الگوگیری از آنان باعث شده است، که حتی در کلام اللهی هم به آن اشاره شده و گناه دروغ به اندازه اي بزرگ است كه قرآن در بخشی از این آیه ميفرمايد: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ (30)
از پلیدیهای بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!
﴿الحج، 30﴾
یعنی فردی مسلمان است دو کار را نباید انجام دهد یکی بت پرستی که مظهر شرک به خداوند است و دیگری دورغ گفتن است يعني دروغ گفتن به اندازه اي گناهش بزرگ است كه پهلوي بت پرستي آن را گذاشت. «إِنَّمَا يَفْتَرِي الْکَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْکَاذِبُونَ (105)»
تنها کسانی دروغ میبندند که به آیات خدا ایمان ندارند؛ (آری،) دروغگویان واقعی آنها هستند!
﴿النحل، 105﴾
مي فرمايد: دروغ گو حتماً ايمان ندارد، اگر ايمان داشت دروغ نميگفت «انّما» آن هم با كلمه «انما» اين است و جز اين نيست دروغ ميگويد آن كسي كه ايمان به قرآن ندارد، يعني در واقع آدم دروغگو مسلمان نيست حال و لو به حسب ظاهر مسلمان است. اما واقع و نفس الامر قرآن سلب اسلام از او كرده.(رشاد، ۱۳۷۹، ص 389)
برخی از موارد و مراتب دورغ
دورغ برای خود به عنوان گناه و معصیت اللهی دارای مراتب و مواردی است که می توان به بخشی از آنها مانن سوگند و شهادت و کتمان و همچنین دورغ مفسده دار از طرق ایجاد بی اعتمادی در بین مردم و اجتماع بشری است در ذیل اشاره کرده تا از ارتکاب به آنها دوری کرد که عبارتند از:
1 - سوگند و شهادت و كتمان : از مراتب دروغ كه شبههاي در كبيره بودنش نيست، قسم دروغ و شهادت دروغ و كتمان شهادت است كه قريبا تفصيل هريك در ضمن كبائر منصوصه بيان ميشود انشاء اللّه تعالي. 2 - دروغ مفسدهدار : از اقسام دروغ كه مسلما گناه كبيره است، هر دروغي است كه در آن مفسده و زيان باشد و البته هرچه مفسده و زيان آن بيشتر باشد بزرگي گناهش و شدت عقوبتش شديدتر است و گاه ميشود دروغي سبب تلف شدن اموال و ريخته شدن آبروها و خونها ميگردد.(دستغیب، ۱۳۸۸، ص 284)
در این جا بهتر است درباره سوگند دورغ و کتمان حقیقت قدری صحبت کرد که از جمله خصوصیات ابلیس و منافقان می باشد که با استفاده از این ابزار ها برای رسیدن به اهداف خود سعی و تلاش می کنند.
ابليس دشمن انسان و بشر است و با سوگند و وعدههاي دروغ، انسان را فريب می دهد.
سوگند دروغ يكي از راههاي نفوذ منافقان است. که در آیه 204 سوره بقره به آن اشاره شده است:«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ (204)
و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو میشود؛ (در ظاهر، اظهار محبّت شدید میکنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه میگیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسختترین دشمنانند.﴿البقرة، 204﴾
دشمنان از مقدّسات عليه مقدّسات و از مذهب عليه مذهب استفاده ميكنند و با سوگند به نام خدا، به رسول خدا خيانت ميكنند.(قرائتی، ۱۳۸۸، ج 1، ص 320)
ضعف شخصیت و دورغ گویی
ديگر از سرچشمههاي دروغ ضعف شخصيت و عقدۀ حقارت است، افرادي كه گرفتار اين ضعفها هستند، براي پوشاندن ضعف خود متوسل به دروغ ميشوند. در حديثي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ميخوانيم: «لايكذب الكاذب الا من مهانة نفسه عليه؛ كسي دروغ نميگويد مگر به خاطر بيارزش بودن خودش در نظر خويش». از این رو باید توجه داشت که در تربیت شخصیت دقت کافی در سنین مختلف داشت که دچار چنین مواردی نگردیم و حس حقارت و عقده در درون ما ایجاد نشود و لذا در این خصوص در تربیت اسلامی فرزندان و نسل آینده ایجاد شود که دچار چنین گرفتار های نگردیم.(مکارم شیرازی، ۱۳۸۵، ص 236)
نتیجه
بنابراین باید دقت شود که در تربیت شخصیت انسان به ملاک های فردی و اجتماعی لحاظ گردد و یکی از این موارد جلب اعتماد مردم و جامعه است که در سایه راستگویی و صداقت که از ارزش مند ترین اخلاق های انسانی است به دست می آورد. از این رو نباید چنین موردی را با کذب و دورغ برای جبران کاستی های فردی و اجتماعی و شخصیتی خود جبران و این سرمایه گران قدر با گفتن دورغ بر زبان از بین برد. لذا باید تلاش کرد تا به آن مفهوم از صداقت رسید و از جنبه های مختلف دورغ دوری جست تا بتوان به آن هدف عالی یعنی رسیدن به اخلاق فاضله انسانی رسید و از آثار شوم دورغ در زندگی دور بود.
منابع و ماخذ:
قرآن کریم
نهج البلاغه
ایروانی، جواد. (بیتا). اصل صداقت در قرآن و تحلیل موارد جواز کذب. مجله آموزه های قرآنی، 0(37). بازیابی از https://www.magiran.com/paper/949888
دستغیب، عبدالحسین. (۱۳۸۸). گناهان کبیره. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی.
دلشاد تهرانی، مصطفی. (۱۳۸۳). سیره نبوی «منطق عملی». دريا.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد. (۱۳۷۴). ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن. (غلامرضا خسروی حسینی). مرتضوی.
رشاد، علی اکبر. (۱۳۷۹). خشونت و مدارا. کتاب نقد، 14-15(4)، 386-405. بازیابی از https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/61888/خشونت-و-مدارا?q=دورغ&score=17.0&rownumber=11
قرائتی، محسن. (۱۳۸۸). تفسیر نور. مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.
مظاهری، حسین. (۱۳۸۶). تربیت فرزند از نظر اسلام. موسسه انتشارات امير کبير، شرکت چاپ و نشر بين الملل.
مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۸۵). اخلاق در قرآن. (ناصر مکارم شیرازی و مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث). مدرسة الإمام علي بن أبي طالب (علیه السلام).
















