-
دوشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۲
-
9:46
عنه عليه السلام: قَدرُ الرَّجُلِ عَلىٰ قَدرِ هِمَّتِهِ.[1]
عنه عليه السلام: مَن شَرُفَت هِمَّتُهُ، عَظُمَت قيمَتُهُ.[2]
عنه عليه السلام: ما رَفَعَ امرَأً كَهِمَّتِهِ، ولا وَضَعَهُ كَشَهوَتِهِ.[3] ارزش انسان به همّت اوست. هر چه همّت انسان والاتر باشد، ارزش او نيز فزونتر مىشود. بنابراين، آدمى نبايد به كار كم و كوچك قانع باشد، بلكه بايد قدمهاى بزرگ بردارد.
امام على عليه السلام: قدر انسان به قدر همّت اوست.
امام على عليه السلام: آن كه همّتش والاست، ارزشش بالاست.
امام على عليه السلام: آدمى را چيزى چون همتش بالا نبُرد، و چيزى چون شهوتش او را پست نكرد.[4]
همّت اگر سلسله جنبان شود | مور تواند چو سليمان شود |
آيۀ شريفۀ فوق بخوبى به اين مطلب اشاره دارد، و نشانگر همّت عالى عباد الرّحمٰن است.
در روايات اسلامى نيز به اين مسأله پرداخته شده، كه به برخى از آنها اشاره مىشود.
۱ - حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَىٰ قَدْرِ هِمَّتِهِ[5]
ارزش انسان به اندازۀ همّت اوست.
طبق اين روايت كسانى كه همّتشان پست و پايين است، و به چيزهاى كوچك قانع هستند، قدر و ارزششان نيز پايين است؛ ولى آدمهاى بلند همّت، انسانهاى گران قيمتى هستند.
۲ - همان حضرت در روايت ديگرى ارزش همّت را چنين تبيين مىفرمايد:
أَلشَّرَفُ بِالْهِمَمِ الْعَالِيَةِ، لَابِالرِّمَمِ الْبَالِيَةِ[6]
شرف انسان به همّت عالى اوست، نه به استخوانهاى پوسيدۀ اجداد و نياكانش!
فخر فروشى به نياكان شرافت انسان را بالا نمىبرد، و نشانگر شخصيّت نيست؛ بلكه شرافت به همّت عالى سنجيده مىشود.
۳ - در حديث پر معنى ديگرى از آن حضرت مىخوانيم:
مَا رَفَعَ امْرَءً كَهِمَّتِهِ، وَ لَاوَضَعَهُ كَشَهْوَتِهِ[7]
هيچ چيزى بسان همّت، انسان را بلند مرتبه نمىكند، و چيزى همانند شهوت وى را بدبخت و پست نمىسازد.
مصداق روشن و واضح اين روايت، داستان حضرت يوسف عليه السلام و زليخاست.
يوسف با همّت بالايش به عالىترين مقامهاى مصر دست يافت، و شهوت باعث بدبختى و سقوط و بى آبرويى زليخا گشت.
۴ - حضرت على عليه السلام در چهارمين روايت، همّت را، اين گونه به تصوير مىكشد:
مَنْ شَرُفَتْ هِمَّتُهُ عَظُمَتْ قِيمَتُهُ[8]
هر كس همّتش والا باشد، قيمتش نيز بالاست.
نتيجه اين كه، همّت والا در قرآن مجيد و روايات اسلامى مورد توجّه ويژهاى قرار گرفته، و ترقّى و پيشرفت، حتّى در امور مادّى، از آنِ انسانهايى است كه صاحب همّتى بلند هستند؛ بدين جهت عباد الرّحمٰن نيز داراى همّتى بالا و والا بوده و هستند، و لهذا قناعت نمىكنند كه اشخاص متّقى و پرهيز كارى باشند، بلكه تلاش مىنمايند، و در كنار نهايت كوشش و تلاش، از خداوند بزرگ نيز مىخواهند، كه امام و پيشواى متّقين و پرهيزكاران باشند.
جالب اين كه اين صفت و ويژگى عباد الرّحمٰن، يعنى علو همّت، در هيچ آيۀ ديگرى از آيات قرآن مطرح نشده، و فقط در[9] همين آيه به عنوان يكى از ويژگيهاى بندگان خاصّ خداوند آمده است.
از خداوند قادر و متعال مىخواهيم كه به همۀ ما همّتى بلند و عالى عنايت فرمايد، و ما را در مسير تقوا موفق بدارد تا بتوانيم الگويى براى ديگران باشيم![10][11]
[1] . نهج البلاغة: الحكمة ٤٧، نزهة الناظر: ص ٤٦ ح ١٢، غرر الحكم: ح ٦٧٤٣ و ح ١٠٠٥٩ وفيه «هموم» بدل «قدر» و ح ٥٧٦٣ وفيه «شجاعة» بدل «قدر»، بحارلأنوار: ج ٧٠ ص ٤ ح ٢؛ مطالب السؤول: ص ٥٧.
[2] . غرر الحكم: ح ٨٣٢٠.
[3] . غرر الحكم: ح ٩٨٥٠، عيون الحكم والمواعظ: ص ٤٨٤ ح ٨٩٢٨.
[4] محمدی ریشهری، محمد، انسانشناسی از منظر قرآن و حدیث، صفحه: ۲۰۵، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1387 ه.ش.
[5] . ميزان الحكمة، باب ۳۹۶۲، حديث ۲۱۳۲۵.
[6] . ميزان الحكمة، باب ۳۹۶۱، حديث ۲۱۳۱۵.
[7] . ميزان الحكمة، باب ۳۹۶۲، حديث ۲۱۳۲۷.
[8] . ميزان الحكمة، باب ۳۹۶۲، حديث ۲۱۳۲۶.
[9] مکارم شیرازی، ناصر، والاترین بندگان، صفحه: ۲۴۳، نسل جوان، قم - ایران، 1383 ه.ش.
[10] مکارم شیرازی، ناصر، والاترین بندگان، صفحه: ۲۴۵، نسل جوان، قم - ایران، 1383 ه.ش.
[11] محمدی ریشهری، محمد، انسانشناسی از منظر قرآن و حدیث، صفحه: ۲۰۴، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر، قم - ایران، 1387 ه.ش.
















